Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


امنیت در عصر جنگ افزار کشتار جمعی - قسمت نخست

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[03 Nov 2017]   [ فرهاد یزدی ]


پیش گفتار
با پایان جنگ سرد و اقداماتی که برای مهار جنگ افزارهای کشتار جمعی و همکاری حکومت های ذینفع در این راه انجام گرفت، چنین می شد استنباط کرد که عصر جنگ افزارهای هسته ای به پایان رسیده است. جنگ افزاری که قدرت تخریب خود را در ژاپن و پس از آن در آزمایش هایی با توان تخریب بسیار بیش تر، غیرقابل استفاده بودن آن را در آینده ثابت کرد. جنگ افزاری که در درازای بحرانی ترین تاریخ بشری که دارای قابلیت بالقوه از میان برداشتن تمدن جهانی از روی زمین را داشت، خود به ضمانتی از درنگرفتن جنگ بدل شد. قدرت تخریب این جنگ افزار به اندازه ای بود که دارندگان اصلی آن یعنی آمریکا و شوروی، از این جنگ افزار بیش تر در راه باز دارندگی از حمله طرف مقابل استفاده کردند تا بعنوان جنگ افزار عملی برای حمله. حتا پس از آن که، این جنگ افزار از انحصار دو ابر قدرت درآمد، چین در دوران مائو با تمام رادیکالیسم حاکم که به مرگ ملیون ها چینی انجامید و یا اسرائیل در محاصره، از آن استفاده نکردند. در دورانی که مساله ی هسته ای به مقداری فوریت خود را در محاسبات جهانی از دست داد، هندوستان و سپس پاکستان دست به آزمایش چنین جنگ افزاری زدند. تمامی قدرت های جهانی و کشورهای کوچک تر، از اشتباه محاسبه، غفلت، حماقت و یا هر صفت دیگر که در مورد دستیابی این دو کشور بی ثبات و بسیار فقیر آن زمان می توان استفاده کرد، امروز بشدت نادم هستند. دست یابی این دو حکومت به چنین جنگ افزاری نه به ثبات و صلح در جهان، منطقه و نه حتا می توان ادعا کرد بر تضمین آرامش و از این رو، امنیت میان آن دو کمکی نکرد.
تهدید اصلی جنگ افزار کشتار جمعی نه از سوی ابر قدرت های جهانی بلکه دسترسی از جانب واحدهای سیاسی بی ثبات که وسیله ی خودکامگان اداره می شوند، بر صلح و ثبات جهانی وارد می گردد. از این رو، امکان دسترسی صدام حسین که با استفاده از گاز سمی نشان داد که کوچک ترین ارزشی بر جان انسان ها قایل نیست، و نظام اسلامی که با جنایت بیشمار بر علیه ملت ایران، ددمنشی خود را ثابت کرد، قابل تحمل نبود و نیست. بمباران واحد هسته ای عراق وسیله ی اسرائیل و تائید همه ی قدرت ها و از آن میان شوروی، و سپس حمله و اشغال آمریکا به آن سرزمین به بهانه ی تلاش در راه بدست آوردن جنگ افزار هسته ای، که بعدها غیر واقعی بودن آن ثابت شد، نشان داد که دستکم غرب در برابر دست یابی به چنین جنگ افزاری جدیست و در صورت نیار از دخالت نظامی برای پیش گیری از آن، ابا نخواهد داشت. بدون تردید مداخله نظامی برای توقف برنامه ی هسته ای ایران بسیار جدی بود. اما پیش از استفاده از این گزینه، برقراری تحریم سخت اقتصادی و خرابکاری و از آن میان سایبری، در برنامه ی هسته ای ایران مورد استفاده قرار گرفت. هردو گزینه ثابت کرد که بسیار موثر بودند.
کره شمالی، در پناه و یاری شوروی (وسپس روسیه) و چین، و همراه با قربانی کردن توسعه اقتصادی و نسل آینده، به نیروی نظامی بسیار موثری بدل شد. بهر دلیلی، روسیه و به ویژه چین نه تنها از برنامه هسته ای کره شمالی ترسی بخود راه نداد، بلکه دستکم تا چندی پیش، با این برنامه و وسیله ی پرتاب آن همراهی کردند. نظام اسلامی هیچگاه چنین متحدین استواری نداشت و با سابقه ی نزدیک به چهل سال، در آینده نیز نخواهد داشت. به احتمال زیاد با توسعه ای که برنامه ی هسته ای و موشکی کره شمالی به آن دست یافته، غرب آمریکا، ژاپن، کره جنوبی، تایوان و (حتا استرالیا) چاره ای بجز پاسخ مثبت به باج خواهی آن رژیم در آینده نخواهد داشت. البته چنین بنظر می رسد که رژیم کره شمالی تا کامل کردن برنامه ی خود، یعنی توانائی دسترسی به دستکم کرانه های باختری آمریکا وسیله ی موشک مجهز به کلاهک هسته ای، به طور جدی خواسته های خود را مطرح نخواهد کرد. با در نظر گرفتن تجربه سقوط صدام و قذافی که هردو پس از کنار گذاردن برنامه ی تولید جنگ افزار کشتار جمعی، از قدرت بزیر کشیده شدند، مشگل بتوان تصور کرد که کره شمالی نیز در این سو حرکت نماید. اما از سوی دیگر، اگر رژیم کره شمالی به طور کامل در چنگال چین نباشد، یعنی چین نتواند هر لحظه که اراده کند آن رژیم را برکنار کند، خطر باج خواهی آن رژیم را به جان خریده است. هم چین و هم روسیه با سادگی بیش تر در تیر رس کره شمالی قرار دارند تا آمریکا. از یاد نبریم که روزی چین در دوران مائو، نزدیک شدن به آمریکا و حتا مطرح کردن اتحاد استراتژیک در برابر شوروی را، با موفقیت انجام داد. همین سناریو را می تواند کره شمالی در برابرر روسیه و چین، تک به تک و یا همزمان با یاری و حتا بدون یاری آمریکا، بازی کند.
البته، گزیدار دیگری نیز وجود دارد و آن اجازه مسلح شدن کره جنوبی، ژاپن و تایوان به جنگ افزار هسته ای می باشد. این گزینه نه تنها سطح تنش در جهان را به نقطه بسیار خطرناک بالا خواهد برد، بلکه با مخالفت سخت چین و روسیه، حتا تا مرحله ی تهدید به استفاده از جنگ افزار هسته ای برای پیش گیری از چنین امری، روبرو خواهد شد. همزمان، نمی توان از پاکستان هسته ای که هر لحظه با خطر ازهمپاشی داخلی و یا کودتای دیگر روبرو است، غافل باشیم. امکان دست یابی تندروهای مذهبی در رخت نظامی و یا رخت پشتونی به زرادخانه ی اتمی پاکستان، احتمالیست فوری و بسیار بالا.
در جهان هسته ای که دستکم دو قدرت آمریکا و اسرائیل دشمن آشکار نظام اسلامی هستند، و دیگری یعنی پاکستان، ایران ثروتمند را لقمه ای چرب و ساده برای باج گیری می داند و ابر قدرت روسیه که بیش ترین سرزمین را از ایران جدا کرده و بهیچوجه قابل اعتماد نیست، ایران چه می تواند انجام دهد؟ همزمان، ایران از هر سو در محاط نیروهای غیر دوستانه که مسئولیت بخش بسیار بزرگ آن، بر دوش نظام اسلامیست، اما بهر صورت بنام ایران نوشته می شود، قرار دارد. در تمامی مرزها نیروهای مهاجم از سستی ایران، چنانچه بارها در تاریخ اتفاق افتاد، آماده بهره برداری هستند. در تمامی مرزها نیروی متحد که در صورت نیار بتوان از آن استفاده کرد، دیده نمی شود. تازه این تمام تصویر نیست. ایران از داخل در حال ازهمپاشی ناگهانیست که می تواند زودتر از دیگر تهدیدها، بازده ناخوشایند خود را ببار آورد. خلاء قدرت ناشی ازهمپاشی نظام اسلامی، فرصتی است که قدرت های خواستار تجزیه ایران سال ها در انتظار آن در کمین نشسته اند. در هر حال مطلب اساسی که بزرگ ترین تهدید بر امنیت ایران از سوی، نظام اسلامیست نباید فراموش گردد.
ایران با چه تهدید روبروست و چه می تواند انجام دهد؟ این نوشته بهیچ وجه نمی تواند ادعای نسخه نویسی برای پاسخ به این تهدیها باشد. تنها می توان امیدوار بود که بحث در مورد امنیت درآزمدت ایران بتواند دورتر و گسترده تر از وابستگی به تقدیر و یا خواست قدرت های خارج، مورد بررسی قرار گیرد. تاریخ ایران و تطبیق آن با واقعیت های جهان کنونی که با سرعت بسیار در حال تحول دایمی است، باید راهگشای ما باشد.
در این نوشتار، واژه "غرب" بار فرهنگی و سیاسی دارد تا جغرافیائی. غرب در برگیرنده، آمریکای شمالی، اروپای باختری و بخش بزرگی از اروپای مرکزی، بخشی از خاوردور (سنگاپور، تایوان، کره جنوبی و ژاپن) و حتا اسرائیل، استرالیا و نیوزیلند می باشد.
سی ام ماه اکتبر 2017

بخش نخست
هدف چیست؟
بالاترین هدف هر کشور پاسداری از یکپارچگی سرزمینی و ماندگاری ملت می باشد. ایران در تاریخ دراز خود با این مساله به طور جدی و تعیین کننده، همیشه روبرو بوده است. اما تا کنون هربار توانسته در ابعادی کوچک تر و بزرگ تر، هویت ملی و عامل ملت را حفظ کند. از سرزمینی بسیار گسترده تر در فرآیندی که به طور موثر در کم تر از هفتاد سال در سده نوزدهم شکل گرفت، به اندازه کنونی کاهش یافت. وظیفه ی نسل کنونی ایران، حفظ این سرزمین یا زیستگاه تاریخی برای نسل های آینده می باشد. یا بسخن دیگر پاسداری از مرزهای کنونی ایران بالاترین هدف ملی است. برگرداندن سرزمین های از دست رفته بخاک مادر، رویا است. اما نباید فراموش کرد که حوزه نفوذ ایران با فرهنگ، سابقه تاریخی و سرنوشت مشترک، بیش از هر مکان دیگر، در آن سرزمین ها می باشند. پس از آن سرزمین هائی قرار دارند که فرهنگ و زبان فارسی سال ها سروری کرده است، مانند هندوستان وآناتولی. سرزمین های مستعدی هستند که بذر فرهنگی ایران، سالها در آن مکان ها پراکنده شده است.
اگر هدف نخست، پاسداری از مرزهای سرزمین است، بناچار به این نتیجه می رسیم که پرهیز از جنگ که همیشه با خطر ازهمپاشی ماندگاری کشور همره است، باید در الویت سیاست کشور باشد. اگر کشور با تهدید مسقیم روبرو نیست، حتا دست زدن به جنگ دفاعی، تا اندازه ممکن باید به تاخیر افتد. باید توجه شود که روند تجزیه از کرانه های مدیترانه تا خاور میانه عربی، از یمن گرفته تا سودان و عراق و سوریه، با شدت در جریان است. بسیاری در خارج از ایران در راستای منافع ملی خود، ایران در ابعاد کنونی را خطر بالقوه دایم به حساب می آورند. تلاش قدرت های بزرگ برای تجزیه، رابطه مستقیم دارد با تجاوزگری نظام حکومتی ایران. با اینحال همیشه در مواجه با حکومت متجاوزی مانند نظام اسلامی، این نظر که هرگاه که ممکن شد، باید ایران را کوچک کرد، در جهان ریشه می دواند. از سوی دیگر، بخاطر پدیده ملت، برخلاف سرزمین های عربی، ایران را نمی توان بدون جنگ خارجی، تجزیه کرد. از این رو، در رابطه با پاسداری از مرزها، از جنگ خارجی حتا با هزینه ی بالا، باید پرهیز کرد. البته بهیچوجه ادعا نمی گردد که ایران به طور کامل در منطقه ای که دستخوش بی ثباتی دایم است، سیاست پسیفیستی در پیش گرفته، که خود می تواند انگیزه ای برای حمله خارجی باشد.
خواست های ملت، همان خواست های طبیعی هر کشور زنده می باشد. از این رو توسعه اقتصادی، اجتماعی کشور و از همه بالاتر ایجاد شرایط لازم برای فراز نسل آینده، در برنامه قرار دارند. سریع ترین و عادلانه ترین راه رسیدن به این هدف ها نه از راه جامعه بشدت برنامه ریزی شده و یا هر برنامه هدایتی دیگر، بلکه از راه گسترش و استواری دمکراسی لیبرالی است، که اجازه می دهد استعدادها و امکانات ملت، هرچه سریع تر خود را به نمایش بگذارند. البته رسیدن به دمکراسی افزون بر فرهنگ و زیر ساخت های لازم به زمان نیز نیاز دارد، تا بتواند استوار گردد. خوشبختانه توسعه سیاسی و فرهنگی ایران به درجه ای رسیده است که این مانع، برخلاف تمام سرزمین های واقع میان هندوکش تا بخش جنوبی دریای مدیترانه تا اقیانوس اطلس، از پیش پا برداشته شده است. اما دمکراسی بخاطر بی برنامگی و غیر قابل پیش بینی بودن طبییعی آن، نیاز به زمان دارد تا جا افتد. تمامی نهادهای مدنی و دیوانی و از آن میان دادگستری مستقل، به زمان نیاز دارند تا بتوانند خود را با نقش نوینی که باید بازی کنند تطبیق دهند. این دوره می تواند با جست و خیزهای شدید اجتماعی و اقتصادی، که می تواند دال بر اغتشاش و حتا بی ثباتی موقتی برآورد گردد، همراه باشد. تنها متجاوزین به حقوق ملت نیستند که با برقراری دمکراسی مخالفت خواهند کرد. بلکه بخش بزرگی از ملت که خواهان دمکراسی هستند، بردباری کافی تا بکار افتادن کامل و استواری نهادهای دیوانی و مدنی مورد نیاز را ندارند. راه رسیدن به دمکراسی پراز سنگلاخ است.
هدف های ملی و ترتیب اولویت آنان، در درازای زمان نه وسیله ی فرد و یا گروه ویژه تعیین می گردد. بلکه این امر وسیله ی ملت و خرد جمعی در فرآیندی که بتدریج کارآئی و ثبات خود را آشکار خواهد کرد، انجام خواهد شد. البته راه رسیدن به حکومت اراده ملی می تواند خونین و یا با آرامش نسبی همراه باشد. برای گذر صلح آمیز، همکاری بخشی از هیئت حاکمه که حتا با تمام جنایت هائی که انجام داده اند، در نهایت به این نتیجه رسیده اند که تمامی برنامه های آنان به شکست انجامیده، مورد نیاز است و باید از آن استقبال گردد. در چند دهه گذشته، از اسپانیا و یونان و پرتقال در اروپا گرفته تا شیلی، آرژانتین و برزیل در آمریکای لاتین و حتا تا اندازه ای در میانمار، با درجات مختلف به این مهم دست یافته اند. حتا در شوروی، بالاخره حزب حاکم کمونیست با سی هزار کلاهک هسته ای که در اختیار داشت، دریافت که قادر به اداره امور نیست و با احترام به خواست ملت و با هدف جلوگیری از فاجعه بزرگ تر، راه را برای تغییر باز کرد. روسیه امروز مانند چین، گرچه دمکراسی نمی توانیم بنامیم اما در مقایسه با دوران پیشین درجه بالائی از پیشرفت در دمکراسی و حقوق بشر را در آنان می توان دید. ایران امروز در جایگاه رژیم کمونیستی پیش از سقوط در شوروی را دارد. نظامی که قادر به حل مسایل خود نیست. بخش قابل ملاحظه ای از طبقه حکومتی بدون رودربایستی و با آشکاری، تضادهای غیرقابل حفظ نظام را مانند قوه قضائیه، شورای نگهبان و فساد ریشه گرفته میان خود را، آشکار می کنند. مخالفان در داخل رژیم، تمامی رئیس جمهورهای سابق و از آن مهمتر سپاه پاسدارن تشکیل می دهند، که همگی در فربه کردن رژیم دست داشتند. هر لحظه موازنه نوین قوا که فرآیند خود را در پنهان در حال انجام دادن است، آشکار خواهد شد.
ایران امروز، در چنگال ایدئولوژی پوسیده و شکست خورده ای قرار دارد، که نه می تواند هیچیک از مسایل ملی را حل کند و نه حتا می تواند، گرهی از مسایل رژیم را بشکافد. اما همزمان قادر است که کشور را به سوی فاجعه پیش برد. مانند هر رژیم خودکامه در دوران نوین، در مسابقه زمان گرفتار شده است: یا براثر تحولی از داخل نظام، دگردیسی مورد نیاز بدست می آید مانند نمونه ی شوروی و یا حتا ایران (البته با درجه کم تر) سال 1357 (1979) و یا کشور با خیزش عمومی، یا جنگ داخلی و یا جنگ خارجی، رژیم حاکم را ساقط می کند.

بخش دوم
کجا ایستاده ایم؟
جغرافیا و تاریخ، باید هائی را برما دیکته می کنند که کم توجهی برآن واقعیات ها، بسیار هزینه بردار خواهد بود. در این راستا باید باور داشته باشیم که تلاش ایران در راه بهره برداری و اثر گذاری از واقعیت ها باید باشد، و نه تغیر در آنان که تا آینده قابل دید، از توان کشور خارج است. نخست باید از مرزهای موجود یاد کرد که با توجه با تحولات چند دهه گذشته، تلاش در راه حفظ مرزها را به اولویت بالا بدل کرده است. ایران باید با تمام قوا در راه حفظ مرزهای تثبیت شده کنونی بکوشد. هرگونه تغیر در مرزهای منطقه، پارامترهای جدید و ناشناخته به معادلات موجود می افزاید که اثرات، دوران و ابعاد آن در هنگام شکل گیری، دانسته نیستند. بخاطر سابقه تاریخی دراز منطقه، مدعیان چه از نوع مذهبی و چه قومی و حکومتی خواست های متعدد همراه با جعل تاریخ، مطرح خواهند کرد. با وجودی که ایران بعنوان قدرت مسلط منطقه، به طور حتم خواستار اصلاح در مرزها می باشد، باید در نظر داشته باشد که ثبات در منطقه و کاسته شدن از تنش، بالاترین نیاز است تا منطقه بتواند در درازای زمان به درمان زخم های فروان خود بپردازد. با باور به این واقعیت که عامل آرامش در داخل و منطقه، کلید حل مسایل ایران است، به این نتیجه می رسیم که پرهیز از جنگ و تلاش در راه جلوگیری از آن که در راستای ناسیونالیسم غیر مهاجم ایران قرار دارد، از اولویت نخست برخوردار است. دو جنگ نا خواسته ای که ایران در دوران رضا شاه و سپس در نظام اسلامی به آن وارد شد، به احتمال زیاد پرهیز پذیر بودند. شاید بتوان توجیه کرد که رضا شاه موقعیت خطیر ایران را به طور کامل درک نکرده و تنها در سایه ی اعلان بیطرفی ایران، براین باور ساده انگارانه بود که تمامیت سرزمینی ایران مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت. نه مساله توازن قوا و نه درک کامل از طبیعت جنگ، آنهم در آن ابعاد، برای او قابل هظم نبودند. اما احتمال نزدیک حمله ی عراق که اطلاعات آن، هم از منابع خارجی و هم از طریق سیاستمداران وابسته به دستگاه و هم ارتش، به طور کامل دریافت شده بود، قابل پیش گیری بود. بدون آنکه قصد داشته باشیم از جنایت صدام در این حمله ذره ای کاسته باشیم، نمی توانیم و نه باید فراموش کرد که خمینی با چشم باز و آگاهی کامل تلاش های جلوگیری از جنگ را خنثی کرد. معنای این اقدام به خطر انداختن تمامیت سرزمینی ایران، شهید شدن چندسد هزار ایرانی و ویرانی و سرگردانی میلیون ها هموطن می باشد. او با دو هدف تثبیت اقتدار خود و "صدور انقلاب"، از کیسه ملت دست به چنین قمار سهمناکی زد. دو سابقه تاریخی حمله ی خارجی در تاریخ نوین ایران، نباید هیچگاه فراموش شود. یک باور بسیار تهدید کننده که به ویژه از سوی گروه هائی در آمریکا تبلیغ می گردد، خواست بازسازی امپراتوری ایران (ویا بگفته آنان پارس) است. نه امپراتوری ها قابل بازسازی هستند و نه ایران چنین خواست و توانی را دارا می باشد. این تبلیغات با اینکه بخشی از خودبزرگ بینی ما را ارضاء می کند، شرایط روانی لازم برای حمله به سرزمینی که در جستجوی برقراری امپراتوریست، را نیز فراهم می کند. ایران مهاجم نیست و این نکته باید مورد تبلیغ قرار گیرد.
نقطه قرار جغرافیائی ایران، دستکم در چند سد سال گذشته، ایران را از کانون توسعه و ترقی جهان دور نگاهداشت. همسایگان و قدرت های جهانی، با استفاده از عقب افتادگی ایران از جهان، تا توانستند از موقعیت بدست آمده با اشغال، تجزیه کشور و تحمیل قراردهای یک جانبه، هرچه بیش تر عقب افتادگی داخلی را ژرفا بخشیدند. در این دوران با تهدید دایم سه امپراتوری روسیه (بعدها شوروی)، انگلستان و عثمانی امنیت ملی ایران همیشه مورد تهدید مستقیم و به کرات نقض گردید. در هفتاد و پنج سال پیش، در دورن جنگ دوم، ایران به اشغال کامل درآمد. از این دوران تا کنون، دو تلاش جدی برای تجزیه در مرزهای کنونی وسیله ی نیروهای خارجی، انجام گرفت. در پس از انقلاب اسلامی، خلیج فارس شاهرگ حیاتی ایران وسیله ی نیروهای خارجی بسیار بالاتر از توان کشور اشغال و پایگاه های نظامی متعدد خارجی تثبیت شد. در همسایگی، در افغانستان نخست وسیله شوروی که نیروهای آن امپراتوری را افزون بر 1500 کیلومتر مرز آبی و خاکی در شمال، 921 کیلومتر نیز در مرزهای خاوری کشور مستقر کرد. نیروهای شوروی در فاصله ی 250 کیلومتری بندر عباس یا گلوگاه کشور قرار داشتند. پس از سال ها جنگ بر علیه نیروهای شوروی و سپس جنگ داخلی، اکنون شانزده سال از اشغال نظامی آن سرزمین وسیله ی آمریکا می گذرد. در حالی که اشغال افغانستان وسیله ی آمریکا جا نیافتاده بود، اشغال عراق همسایه ی باختری ایران وسیله ی آمریکا نیز شکل گرفت که هنوز هم ادامه دارد. دشمنی و ستیز با عربستان و متحدینش در خلیج فارس یعنی کویت، امارات متحده، قطر و بحرین، شورش های داخلی معروف به "بهار عربی" که به جنگ های داخلی به ویژه در سوریه و یمن و بازگشتن خودکامگی (به استثنای شاید تونس) منجر شد، تمامی بر بی ثباتی کشور و منطقه اثر شدید گذاشت. ایران در محاصره کامل قرار گرفت.
در تثبیت بی ثباتی منطقه که اثر مستقیم بر ایران می گذارد، صدام حسین و جمهوری اسلامی، در حالی که بایستی بخاطر منافع ملی به سوی ثبات تلاش می کردند، هر دو جهت عکس را در پیش گرفتند. صدام حسین با حمله به ایران و کویت و کشتار کردان و شیعیان، نه تنها حکومت خود را ساقط کرد بلکه عراق را با فاجعه درازمدت روبرو کرد. تلاش نظام اسلامی، در راه بر افراشتن پرچم شیعه با بی ثبات کردن حکومت های منطقه، با واکنش طبیعی قابل انتظار به صورت ریشه گیری گروه های تندرو که شرایط را پیش از هر زمان دیگر مساعد می دیدند، ربرو کرد. بسیاری از کشورهای منطقه که مورد تهدید سیاسی نظام اسلامی بودند مانند عربستان و یا حکومت های دارای تمایلات مذهبی مانند ترکیه، پاکستان و عربستان و همچنین جوامع سنی مذهب در عراق، سوریه، شمال آفریقا، یمن، افغانستان و حتا از اروپا از چچنستان و کشورهای اروپایی غربی، با اسلحه و با نام های گوناگون دست به مقاومت زدند. در نهایت با همکاری با کشورهایی که در ایجاد داعش دست داشتند، یعنی ترکیه و عربستان + متحدین همراه با روسیه و آمریکا، در حال بازپس گرفتن سرزمین های تسخیر شده آن گروه در عراق و سوریه می باشند. شکست داعش با هزینه ی انسانی و مالی بسیار فاجعه آمیز به صورت کشته، زخمی، آواره و پناهنده، همراه با تهدید تجزیه ی آن دو سرزمین و بسیار سنگین برای بقیه جهان تمام خواهد شد.
به نتیجه نگاه می کنیم. دورتادور ایران را نیروهای غیر دوستانه گرفته اند. در شمال ایران در منطقه آران (جمهوری آذربایجان) حکومت موروثی باقی مانده از دوران شوری به پایگاه جاسوسان و عناصر ضد ایرانی، از تجزیه طلبان گرفته تا پایگاه های شنود اطلاعاتی و جاسوسی برای آمریکا، اسرائیل، ترکیه و احتمال زیاد روسیه، بدل شده است. آذربایجان ایران با جمعیت بسیار بزرگ، داناتر و بشدت ایران دوست، در نبود جمهوری اسلامی در مسند قدرت، با احتمال بسیار، می توانست این منطقه را به ماهواره نفوذ فرهنگی خود بدل نماید، تا موقعیت امروز. جمهوری ترکمنستان پیش از آن عقب افتده است که بتواند عامل موثر مثبت و یا منفی باشد. اما با اینحال در هنگام سختی، قیمت گاز صادراتی را افزایش می دهد. افغانستان، پایگاه تمام قدرت های کوچک و بزرگ شده است از پاکستان گرفته تا چین تا روسیه، هندوستان و ایران و آمریکا. روزی افغانستان به عنوان حیاط خلوت ایران حساب می شد. اما پاکستان امروز در آن سرزمین از نفوذ بالا برخوردار است. در جنوب ما با عربستان روبرو هستیم که پیوندهای دفاعی و امنیتی درآزمدت آن واحد سیاسی با پاکستان و آمریکا، بخاطر نظام اسلامی استواری بیش تر بخود گرفته. نظام اسلامی عربستان را به دامن اسرائیل، با رابطه ی سیاسی و نظامی آشکار، هل داد. این اتحاد با روابط نزدیکی که اسرائیل و شخص نتن یاهو با ترامپ دارند، موضع ضد ایران در آمریکا را هرچه بیش تر تند کرده است. نظام اسلامی همچنین سبب رابطه ی نزدیک ترکیه با عربستان گردیده است. امروز برای نخستین بار افزون بر حضور آشکار همه ی قدرت های بزرگ در خلیج فارس، نیروهای ترکیه در قطر و توافق استفاده اسرائیل از پایگاه های عربستان در صورت برخورد با ایران را شاهد هستیم. عربستان به شدت بی ثبات و با خطر دایمی تجزیه، به عنوان یکی از پایگاه های تجزیه طلبان ایران در ناحیه خوزستان و بلوچستان تثبیت شده است. همچنین این سرزمین، بزرگ ترین تامین کننده مالی گروه های ایرانی ضد ایران مانند مجاهدین خلق و دیگر تجزیه طلبان می باشد. در باختر وضعیت عراق طوریست که تمامی نیروهای رقیب ایران حضور دارند. بالاتر از همه، مساله بشدت انفجار پذیر اقلیم کردستان و تجزیه تمامی عراق در دید رس هستند. در هر حال چه عراق تجزیه شود و یا به نوعی مرزهای آن به صورت زمان صدام حفظ گردد، که احتمالیست بسیار ضعیف، یک نکته روشن است که دیگر آن سرزمین را نمی توان به طور کامل عربی نامید. هدیه ای از جانب آمریکا هرچند ناخواسته، به ایران. ترکیه بخاطر مسایل مشترک فراوان با ایران از سوریه و عراق گرفته تا اقلیم کردستان، بیش از آنکه به عنوان رقیب نگاه کرده شود، باید بعنوان متحد بالقوه با مسایل متعدد، برآورد گردد. به ویژه که بخشی از سرزمین سوریه و عراق در تصرف آن کشور است و احتمال تخلیه آن از راه نظامی ضعیف. شاید دیپلماسی کارکردی داشته باشد.
همان طور که ایران کنونی در منطقه بدون متحد قابل اعتماد است، در جهان نیز پشتیبانی ندارد. جهان تنها هنگامی از ایران حمایت می کند که منافع مستقیم ملی هر کشور، ایجاب کند. ایران، بیماری در نظر گرفته می شود که ارجح است بدون تماس با او، بخشی از نیازها را با چندبرابر قیمت برآورده کرد. رژیم این کشور که مبتلا به بیماری روانیست با بحران های عصبی توقف ناپذیر، امنیت سرزمین را با خطر حمله ی نظامی دایمی روبرو کرده است. توان بازدارنده ایران برای جلوگیری از حمله خارجی چه می تواند باشد؟
--------------------------------------------------
۱ - با احتمال زیاد حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، سد رسیدن شوروی (روسیه) به آرزوی درآزمدت دسترسی به آب های گرم خلیج فارس در آن برهه گردید.


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷

ستون آزاد

+ تاک و تاک نشان فرهاد یزدی

+ چهره دوگانه اکتبر 

+ نزاع بر سر هیچ! عارف دانیالی

+ بالاتر از خطر  فرهاد یزدی

+ در عربستان چه می گذرد ؟ دکتر رضا علوی

+ امنیت در عصر جنگ افزار کشتار جمعی - قسمت دوم فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر جنگ افزار کشتار جمعی - قسمت نخست فرهاد یزدی

+ گذر پر مخاطره فرهاد یزدی

+ جاسوسی در نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ فوریت مساله افغانستان فرهاد یزدی

+ مرزهای نوین، در حال شکل گیری. فرهاد یزدی

+ خودمان را گول نزنیم ما ملت بزرگی نیستیم رضارخشان

+ امیدهای آینده فرهاد یزدی

+ پرویز شفا استاد سینما از دنیای ما رفت 

+ افعانستان: روزنه امید؟ فرهاد یزدی

+ بازیگر جدید سیاست خارجی ایران فرهاد یزدی

+ آینده‌نگری در برنامه‌ریزی شهری میانه دکتر علی تقی‌پور

+ کابینه دوم روحانی فرهاد یزدی

+ صادق خلخالی به روایت دخترش 

+ مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری حسین باقرزاده

+ از ژن برتر تا بابای بند باز رضارخشان

+ پرنسیب سیاسی را از احمدی نژاد باید آموخت رضارخشان

+ آیا جنگ بین ایران و عربستان - یک بلوف سیاسی از سوی امریکا نیست؟ م - ر ایران

+ راه ملت فرهاد یزدی

+ هیچ دلیلی برای خوش بینی به آینده خاورمیانه نیست / جنگ بزرگ بعدی در راه است 

+ ما و تمدن‌زدایی جهانبگلو

+ برای آناهیتا دختر مریم دکتر محسن طاهری دمنه

+ اتحاد برای ایجاد جنگ فرهاد یزدی

+ استالین و منطق صوری میثم خسروی*:

+ موازنه قدرت فرهاد یزدی

+ علوم انسانی خصلتاً مزاحم است سارا شریعتی

+ تبریک به کتاب در جستجوی یحیی دکتر شیرزاد کلهری

+ آقازاده ای که ولیعهد شد  رضا علوی

+ صدای پای بحران در کانون دانایی 

+ چرا باید علوم انسانی بخوانیم؟ سارا شریعتی

+ آینده نه چندان دور ایران فرهاد یزدی

+ دانشگاه به‌مثابۀ شرکت چندملیتی 

+ بلبشوی نظام همزمان با وقایع تعیین کننده قطر فرهاد یزدی

+ ما این بودیم دکتر شیرزاد کلهری

+ چین چهره جهان را تغییر می‌دهد؟ 

+ روشنفكری پژوهی اکرمی، موسی

+ دوره ی مارکس و دوره ی ما دکتر شیرزاد کلهری

+ درنکوهش از شرکت در انتخابات محمّد امینی

+ بیانیه ­ی جمعی از آینده پژوهان کشور در حمایت از دولت تدبیر و امید 

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش سوم - ایران فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش دوم فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش نخست فرهاد یزدی

+ برگزاری همه‌پرسی با استفاده از امکانات نظام ولایت فقیه علی صدارت

+ مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها» وحید احسانی

+ جایگاه روابط عمومی در دوره مدرنیته مریم سبحانی فرد

+ ترامپ و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟  وحید احسانی

+ اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ 

+ هنر گفت و گو ـ آرک دیلی با ساسکیا ساسِـن- برگردان آرش بصیرت

+ سایه اقتصاد بر سر سیاست. محسن رنانی

+ سوریه، کره شمالی و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهیم؟. محمود سریع القلم

+ ترامپ و دنیای پساحقیقت كن ويلبر

+ امکان تجزیه ایران؟ فرهاد یزدی

+ خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟! محمّد امینی

+ دل‌واپسانِ آزادی! جعفر پارساپور

+ همه پرسی برای تعیین سرنوشت نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ اعلان بی طرفی سپاه فرهاد یزدی

+ انتخابات سال 96 فرهاد یزدی

+ ترامپ و امنیت ملی ایران فرهاد یزدی

+ اتحاد ترکیه با عربستان فرهاد یزدی

+ تلاش در راه کاستن از تنش با عربستان فرهاد یزدی

+ اراده ملی = آشتی ملی  فرهاد یزدی

+ به سوی افزایش تنش فرهاد یزدی

+ پيش‌دبستاني و آموزش با زبان مادري محور توسعه عدالت آموزشي دکتر محسن رنانی

+ تجزیه در منطقه و نقش ایران فرهاد یزدی

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت دوم) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت اول) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ فراز پدیده ملت در سیاست ایران فرهاد یزدی

+ روند تحولات سپاه فرهاد یزدی

+ ما و نان گندم نما و جو فروش دکتر محسن رنانی

+ "منافع مشترک" نیرنگی کهنه! خیانتی پویا! علی صدارت

+ خلاء قدرت در نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ خطای بزرگ سیاستی دکتر محسن رنانی

+ آماده سازی سپاه پاسداران برای پر کردن خلاء قدرت فرهاد یزدی

+ لیبرالیسم و مسألۀ عدالت نگاهی به سیر ظهور لیبرالیسم و نولیبرالیسم در جهان و ایران گفت و گو با موسی اکرمی

+ جنبش برای دموکراسی یا سرنگونی؟ دکتر همایون مهمنش

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم – بخش سوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش دوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش نخست فرهاد یزدی

+ انقلاب منابع آشکار در هزاره سوم: چالش‌ هستی‌شناختی اطلاعات غلامرضا سالارکیا

+ باروری مساعدتی، فناوری‌های ژنتیک و ژنومیک، و زندگی خانوادگی مارتین ریچاردز / ترجمۀ: محمد معماریان

+ حادثه ای بی سابقه در پایگاه نوژه و تحول بزرگ در خاورمیانه  رضا علوی

+ جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی محمد الیاس قنبری

+ کیمیا علیزاده؛ وقتی با مدال المپیک به خانه برگردد 

+ طلای حسن یزدانی باعث ۱۰ پله صعود کاروان ورزش ایران شد 

+ چرا از افراد موفق متنفریم؟ ترجمه زینب آرمند

+ محور روسیه - ترکیه فرهاد یزدی

+ راز کشتار تابستان ۶۷ در زمستان ۵۷ نهفته است  رضا علوی

+ کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه: تخیلاتی با منابع مجعول رضا مرادی غیاث آبادی

+ پاسخ دکتر وکیلی به نقد رضا مرادی غیاث‌آبادی بر کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه دکتر وکیلی

+ ادامه دسیسه برای انحلال ارتش فرهاد یزدی

+ هشداری به ارتش فرهاد یزدی

+ اقتصاد ایران در آستانه بن بست/ دولت ابزار لازم برای خروج از رکود را ندارد/ از فرصت برجام برای سرمایه‌گذاری استفاده نشد محسن رنانی

+ کودتا در عصر نوین فرهاد یزدی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995