Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


دو گونه انسانی، دو جهان

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[27 May 2017]   [ مریم رضایی]



۱. خشونت فیزیکی فقط یک آستانه است، نوعی آستانه خشونت؛ آستانه اقیانوس خشونتی که زندگی و جهان ما را دربرگرفته است. خشونت فیزیكی تنها شكل خشونت نیست، حتی به‏‌معنای دقیق کلمه مهم‌ترین شكل آن هم نیست. عقل سلیم و قانون‌گذار پیش از این نقطه خشونتی نمی‌بیند. حال آنكه خشونت فیزیكی نقطه‌ای است كه در آن سیلان نرم امواجِ خشونت كه به‌شكلی دائمی در جریان‌اند، به آستانه‌ای مطلق می‌رسد. این آستانه با اشاره‏‌ای مستقیم به زخم، به عنوان سندی بی‌واسطه بر بدن، نام‏‌پذیر می‏‌شود. با این معیار پزشکی قانونی چیست؟ پزشکی قانونی به عنوان نهادی که اتصال بدن را با قانون میسر می‏‌کند، نهاد نام‏گذاری خشونت فیزیکی است. در اقیانوسی از خشونت نفس می‌کشیم و بنابر نظام حقوقی لیبرال، ظاهرا فقط زمانی این خشونت اساسا موجود، قابل پیگیری و احیانا تقبیح می‌شود که شكل فیزیكی به ‌خود گرفته باشد؛ حال آنکه تقابل اساسی در نقطه‏‌ای پیش از زخم نهفته است.
زنی که صورت کبودش را به پزشکی قانونی می‌‏برد، به امید اینکه از آن سندی برای امنیت خویش بسازد و رنجش را به امضای قانون دلگرم کند، امیدش را چه خواهد کرد وقتی خیره به پزشک به‌اجبار به سه واژه کوچک «کبودی زیر چشم» اکتفا می‏‌کند؟ زنی که زخمش، کبودی‌اش، پوست سوخته‌اش و استخوان شکسته‌اش را به پزشکی قانونی می‌برد، در برابر سیستم پزشکی متصل به قانون بدن غریبه‌ای ا‏ست که باید خودش را در تبصره‌ای بگنجاند و، با سندی که نهایتا در خوش‌بینانه‌‏ترین شرایط به دست می‌آورد، پیشاپیش خطر ورود دوباره‌‏اش را به خانه ، به‌‏تنهایی، بپذیرد. در پزشکی قانونی کسی از او نخواهد پرسید که امشب، به‌‏جز کنار ضاربش، جایی برای خوابیدن دارد یا نه؛ کسی از او نخواهد پرسید که اگر ضارب (شوهر، پدر، برادر و...) این سند را ببیند با تو چه خواهد کرد؛ کسی نخواهد پرسید که غیر از زخمی که بر بدن داری، چه رنج‌هایی را حمل می‏کنی؛ اما مطمئنا بوروکراسی‌ای که روزانه هزاران زن را و هزاران زخم زنانه را بررسی می‌کند، به‌‏خوبی حواسش هست که مبادا تن زخمی‌ات را برای ورود به تبصره‏ای دیگر بهانه کرده باشی یا مبادا برای رسیدن به این سند قانونی، تنت را به باد کتک سپرده باشی. مبادا امروز، اگر به دنبال سند زدن زخمت هستی، می‌خواهی از زخمت کلید رهایی از زندگی‌ای بسازی که کسی حق رهایی از آن برایت قائل نشده است؛ و تو که حق مالکیت دیگری را بر بدنت پیشاپیش و در شرایطی امضا کرده‌‏ای که قرار بوده است شادترین و بهترین روز زندگی و زیباترین اجرایِ زیستنت باشد، هیچ‏کس-حتی همه آنهایی که بی‌دریغ در میهمانی‌‏ات شادمان بودند- در آن لحظه گمان نمی‌کرد که روزی بخواهی با اشاره به زخمت، و در واقع با مالکیت مرگت، از آن رها شوی!
۲- به باور ایریگری «جهان برای زنان شبیه برخی جوامع بدوی است، در آن نه قربانی رسمی‌ای وجود دارد و نه نظام حقوقی بومی‏ای. اینجا انتقام خارج از قانون و حقوق، و در قالب حملات شخصی گرفته می‌‏شود.»۱بدویتی که در تمدن امروز و در مورد نیمی از جمعیت هر جامعه -آن هم هم‌‏طبقه و هم‏کیش و هم‏وطن با نیم دیگر- اعمال می‌‏شود، نشان از این دارد که انسان هنوز راه زیادی در پیش دارد. چطور گستره خشونتی که بر زنان در جهان مردانه اعمال می‌شود، اساسا در قانون دیده نمی‌شود؟ به بیانی بهتر، در این تجربه بدوی زنان از قانون و جامعه مردسالار، این زنان هستند که باید بکوشند رنج خود را در چهارچوبی کاملا مردانه تعریف کنند. وقتی دو مرد در خیابان با هم دعوا می‌کنند، زخمی که بر بدن دیگری وارد می‏‌کنند اصلا شبیه زخمی نیست که شوهر بر بدن همسرش می‌‏نهد. اینجا اما زبان و قانون، درباره این تمایز، سکوت می‌کند تا زن در بهترین حالت بتواند خود را در تبصره‌‏ای ازپیش‏ موجود، ناقص و کلی بگنجاند.
در چنین جهانی، انواع خشونتی که بر زنان اعمال می‌‏شود، از بین نمی‌‏رود؛ فقط شکل و نوعش تغییر می‌‏کند، حتی اگر این خشونت‏‌ها نامگذاری، و تبصره‏‌هایی به تبصره‏‌های قانون عمومی -قانونی که نه به دست زنان و نه برای آنان نوشته شده است- افزوده شود‏‏. به همین معناست که زنان حتی در جوامع غربی، باوجود تبصره‏‌های حقوقی بسیاری که به دست آورده‌‏اند، همواره باید برای نگه داشتن آن چیزی که به دست آورده‌‏اند، بجنگند. درست به همین معناست که انگار زنان از آستانه غار افلاطون، یعنی با اولین نطفه‌‏های شکل‏‌گیری فلسفه و تمدن و فرهنگ امروزی، حذف و سرکوب شده‏اند؛ از همان جایی که مردان سر از زهدان متل بیرون آوردند، زنان در غار افلاطون بی‌‏نام و بی‏‏‌سایه شدند. به همین دلیل، ضروری است که سوژه زنانه از دنیای مردانه آزاد شود، و به این رسوایی در فلسفه اذعان شود که: «سوژه نه یک است و نه تکین، بلکه دو است.» ۲
دو گونه انسانی نیازمند دو جهان، دو فرهنگ و دو نظام ارزشی‌‏اند. سایه‏‌های غار افلاطون ترس سوژه مردانه را از نیمه دیگر طبیعت و بدن، و -با همین معیار- زهدان مادر نشان می‌‏دهد، سوژه مردانه‏‌ای که با تلاش برای نفی اتصال ذهن به بدن یا فرهنگ به طبیعت، خود را از درک حقیقت رابطه زیست-سیاست ناتوان می‏‌کند. همین نقصان ذاتی فرهنگ و اندیشه و تمدن امروز است که تلاش سوژه برای درک حقیقی و نه استعلایی و فلسفی را دشوار کرده، و مسیر فلسفه معاصر را به توجه و تأکید بر دوئیت حذف‏شده طبیعت-بدن کشانده است، مسیری که برای رسیدن به جهانی متکثر، که در آن لااقل بتوان از دو سوژه سخن گفت، مسافت زیادی از آن باقی است.
در چنین جهانی، هرگونه اتصال ایجابیِ زنان به دستگاه قانون، برای شکایت از خشونتی که در ساختار نا‏زنانه امروز بر آنها حمل می‌‏شود، جز در قالب تبصره‏‌هایی که فقط حکایت از ناتوانی بنیادین قانون دارد، ممکن نیست. این اتصال انگار جز به‌‏شکل مقطعی قرار نیست مسئله خشونت را حل کند، خشونتی که هرروز در قالب زندگی روزمره -و اتفاقا در وضعیت‏‌هایی که قانون قادر به فهم آنها و صدور دستوری در موردشان نیست- به بدن و روان یک زن تحمیل می‌‏شود. چنین خشونت‏‌هایی، از لحاظ بنیادی، نه در بوروکراسی عریض و طویل عدالت قانونی قابل پیگیری است و نه قانون‌گذار علاقه‌‏ای به شناختنش دارد. در واقع خشونتی که بر زنان اعمال می‌‏شود چنان پردامنه است که عملا قانون‌گذار آن را بدیهی تلقی می‌کند. چنان‏که مادریِ مقدس، در نظام مردسالار، خود دلیلی برای روزمره شدن رنج برای زنان می‌‏شود. به حکم اینکه زن هنگام زایش سخت‌ترین درد جهان را تحمل می‌کند، رنج به یک ویژگی زنانه تبدیل می‌شود و زن که در عوض این تحمل و صبوری -برای تولد یک انسان- شایسته بیشترین احترام است، وظیفه سنگین تحمل کردن بیشتر و صبر کردن بی‌‏پایان را باید به دوش بکشد. اینجا قدسیت رنج زایش یک انسان به توجیهی مبدل می‌شود برای استمرار رنجی که زنان در روابط عاطفی و در عرصه‌های مختلف اجتماع به حکم زن بودن تحمل می‌کنند. خون و دردی که تن مادر را به مرتبه‌‏ای معنوی می‌‏رساند، از زن فرشته‌ای می‌سازد با قابلیت ارائه خدمات بی‌‏دریغ، فاقد حقوقی هم‏تراز با شأنی که به آن می‌نامندش.
فرهنگی که از تحمل و صبر بیشتر زنان و توانایی‌شان در پذیرفتن نقش‏‌های چندگانه سخن می‏‌گوید، و از آن رختی اخلاقی برای زن خوب بودن می‌سازد، چه هدفی را دنبال می‌کند؟ انگار مجموعه قانون و اخلاق و جامعه در یک آن از یاد می‌برند بدنی که در مورد توانمندی آن در تحمل رنج سخن می‌گویند، همان تن ظریف و ضعیف زنی ا‏ست که، به حکم همین ضعف و ظرافت، نه توان مدیریت دارد و نه قدرت تصمیم‏‌گیری عقلانی؛ تا رنجی که برای جنس مرد تحمل‌‏ناپذیر است، امتداد منطقی هویت جنسی زنان فرض شود و با این معیار، زبان الکن قانون پیشاپیش توجیه شده باشد. ‏ بازتولید بی‌‏پایان خشونت جهانی، گسترش جنگ و تکثیر مدام اسلحه و سرباز، از یک طرف، و فاجعه مبادله‏‌ای شدن مطلق همه‌‏چیز و تسلط پول بر تمدن امروز، از طرف دیگر، بهایی است که فرهنگ امروزی برای نادیده گرفتن خشونت روزمره علیه زنان می‌‏پردازد.
در چنین جهانی، انگار سکوت طولانی‌‏ترین جمله زنانه شناخته‌‏شده‏‌ای ا‏ست که قادر است به عرصه نمادین ورود کند. هیچ‏وقت معلوم نشده است چرا زنان که کمترین نقش را در تصمیمات جنگی دارند و، در کنار کودکان، قربانیان بی‌‏سلاح جنگ‏ها هستند، در همین جهان، و در زبان تاریخ‌شناسی عوام، عامل همه جنگ‏‌های تاریخ‌‏اند! شاید ذهن این ناخودآگاه جمعی به روح انتقام‌جوی زنان خشونت‌دیده‌‏ای باور دارد که بی‌‏آنکه چندان زیسته باشند، مرده‌‏اند.


پی‌نوشت‌ها
1 - Irigaray, luce. “Sexes and Genealogies”. Translate by Gilliance”, Gill. Newyork: Columbia University press, (1987).
- 2 Irigaray, luce.”Democracy begins between Two “translate by Kirsteen Anderson. London:The Athlone Press, .(2000)

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 300


بنیاد آینده‌نگری ایران



يكشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶ - ۱۷ دسامبر ۲۰۱۷

حقوق‌بشر

+ تظاهرات اعتراضی علیه حکم اعدام  

+ اطلاعیه مطبوعاتی همبستگی جمهوریخواهان ایران در نیویورک 

+ گزارشی از سفر امدادی به استان کرمانشاه برای کمک به هم میهنان زلزله زده. کوروش برارپور

+ گزارشی از سفر امدادی به استان کرمانشاه برای کمک به هم میهنان زلزله زده کوروش برارپور

+ وقتی زن بی پناه است رضارخشان

+ شادمان چون مرگ ناصر فكوهي

+ هیولای درون*  ناصر فکوهی

+ در سفر به مناطق زلزله زده، هویت قومی و غرور ملی هم میهنان کوردمان را «نادیده انگاشته شده» و «سرکوب شده» دیدم!‎ ×  کوروش برارپور

+ ابر‌ بحران‌ها و آینده ترسناک ایران 

+ جنبش بازنشستگان: 

+ خطاب به فولادگران به پاخاستۀ اهواز 

+ بغض‌های موسیقی و کفن‌پوشان/ 

+ آنجلینا جولی برای دانش آموزان پیام داد/ برای حقوق بشر تلاش کنید 

+ نامه آتنا دائمی به مناسب پایان ۵۴ روز اعتصاب: اعتصاب غذا کردم که صدای بی صدایان باشم 

+ آقا تا حالا شده با یک زن خشونت کنید آیدین پورخامنه

+ دو گونه انسانی، دو جهان مریم رضایی

+ خشونت‌های واقعی در فضای مجازی شکوفه احمدی

+ خشونت‌های فرساینده روزمره سمیه قدوسی

+ نامه‌ی آتنا دائمی زندانی در اعتصاب غذا در زندان اوین آتنا دائمی

+ تحلیلی آسیب شناختی بر موقعیت بحران های کالبدی شهر در تهران با نگاهی به آتش سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو  ناصر فکوهی

+ بحران نوجوانی و جوانی در ایران امروز در گفتگو با ناصر فکوهی ناصر فکوهی

+ ابراز بی‌اطلاعی نماینده مجلس از بازداشت معترضان به پارازیت در شیراز رادیو فردا

+ حامیان آرش صادقی مقابل زندان اوین تجمع کردند رادیو فردا

+ جهانی بدون جنگ  سایت آینده نگر

+ واکنش وزیر کشور به گورخوابی: از ترس بازداشت به گورستان پناه می‌برند رادیو فردا

+ گورخواب‌ها زنده‌اند، انكار بس است 

+ نامه سرگشاده فرهادی به روحانی: سراسر وجودم شرم است و بغض 

+ ٥٠ زن، مرد و کودک، شب‌ها در گور می‌خوابند در هر گور یک تا ٤ نفر زندگی می‌کنند 

+ انتقادات مسعود شجاعی از فساد مالی و اخلاقی در فوتبال و جامعه رادیو فردا

+ حمایت ستاره‌های فوتبال ایران از مسعود شجاعی رادیو فردا

+ ثبت نزدیک به دو هزار شکایت در مورد تنبیه بندی دانش‌آموزان در سال‌های ۹۳ و ۹۴ 

+ در این مدرسه اگر شهریه پرداخت نکنید، شلاق می خورید و اخراج می شوید 

+ ویکی‌لیکس در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اسناد جدیدی منتشر می‌کند 

+ بی‌عدالتی اقتصادی امروز ایران در تاریخ معاصر بی‌سابقه است دکتر محمد مالجو

+ ایران در معرض بحران حذف جنین دختر  دکتر سیمین کاظمی

+ وقتی زنان در محیط کار کمرنگ می‌شوند مترجم رویا پاک سرشت

+ دور کردن زنان از بازار کار به‌ نام حمایت 

+ کشف مواد منفجره و پرچم داعش در عملیات جستجوی یک خانه در بروکسل 

+ فقر؛ مهم ترین عامل تن فروشی در جامعه ایران 

+ کمپین تغییر چهره مردانه مجلس، گامی بلند برای مشارکت سیاسی زنان  شیرین فامیلی

+ نگاهی به سیمرغ عطار با پرسش از حقوق برابر جواد موسوی خوزستانی

+ شیوع «عروس – کودکان» سوری در یک نسل از دست رفته به روایت تصویر ترجمه رایحه مظفریان

+ کاندیداهای زن و موضوع «نظارت» بر انتخابات آمنه رضایی

+ مبارزه زنان برای راه یافتن به صندوق های رأی  دکتر فائنه حنیفه اوا

+ فروش دیوار برلین ترجمه فرانک فرید

+ تجربه حضور در نشست های زنان کاندیدا شهلا فروزانفر

+ درباره‌ «زبان زنان» شیرین کریمی

+ رد صلاحیت زنان: استراتژی حذف یا مقاومت برای تغییر؟  آزاده دواچی

+ بررسی نقش فناوری اطلاعات در حقوق زنان /فضای اینترنت جنسیتی نیست ثمین چراغی

+ ناسیونالیسم عربی و جنبش زنان عرب ترجمه و تلخیص مهسا پناه شاهی

+ کمپین تغییر چهره مردانه مجلس - درباره رد صلاحیت گسترده کاندیداهای زن مجلس دهم کمیته من کاندیدا می شوم

+ کمپین تغییر چهره مردانه مجلس، تلاشی برای بازگرداندن تغییر به زندگی واقعی منصوره شجاعی

+ نشست پرسش و پاسخ با چهار تن از داوطلبان زن نمایندگی مجلس دهم گزارش: مریم جوادی – عکس ها: تینا سپاس

+ مداخله در انتخابات مجلس و خروج جامعه مدنی زنان از انفعال  آمنه کرمی

+ زیبایی‌شناسی در پروانگی مرضیه جعفری

+ ختنه دختران در میان اهل تشیع پاکستان و هند  سمیره حنایی- رایحه مظفریان

+ لغو حکم بخشداران زن خوزستان، با کدام مجوز شرعی؟ یاسمن الف

+ تجارب منحصر به فرد زنان در چالش برای تغییر چهره مردانه سیاست  صبا شعردوست

+ رفع تبعیض در ساختار مردانه سیاست؟ مریم مهیمنی

+ تبعیض جنسیتی در ساختارهای اجتماعی افغانستان ابراهیم داریوش

+ تسلیت مدرسه فمینیستی: هما ناطق، نگین درخشان حلقه تاریخ نگاری ایران درگذشت 

+ عدالت آموزشی، رویا و واقعیت : گفتگو با ناصر فکوهی ناصر فکوهی

+ افراط گرایی و کابوس «مشارکت سیاسی زنان»  آزاده دواچی

+ چه عنوانی بهتر از" فاحشه" برای حذف زنان از جامعه  فاطمه فرهنگ خواه

+ نظارت بر روند قانونگذاری از اهداف کمپین تغییر چهره مردانه مجلس  ندا ناجی

+ کمپین تغییر چهره مردانه مجلس 

+ جداسازی جنسیتی و نادیده گرفتن ضرورت همراهی زن و مرد سیمین کاظمی

+ 8 تا 10 میلیون ایرانی مبتلا به بیماری مزمن کلیوی 

+ ما زنان می خواهیم و می توانیم (گزارش نشست کمپین تغییر چهره مردانه مجلس) ندا ناجی

+ انتخابات مردانه و حق خواهی زنان پس از سی و هشت سال رضوان مقدم

+ حل مساله آب با پارادایم بازار مهندس عارف سپهری

+ گزارشی از یک نهاد مردمی در اکوادر مهشید شریف

+ پرداخت بهای هرچیز  ترجمه فرانک فرید

+ افسانه «زنان بدتر از مردان» نوشین احمدی خراسانی

+ حضور کمپین تغییر چهره مردانه مجلس در کنگره تخصصی صلح سبز  مریم جوادی

+ من اگر برخیزم، تو اگر برخیزی، می توانیم چهره مجلس را تغییر دهیم  ندا ناجی

+ خطر ثروتمند شدن زنان! یاسمن. الف

+ درهایی که بسته شد و صداهایی که خفه شدند فاطمه نصیرپور

+ سه سوال عمده در مورد خشونت علیه زنان و پاسخ از سوی اصحاب قلم آذربایجان یاشین زنوزلو

+ لایحه ای برای کاهش خشونت علیه زنان  آمنه رضایی

+ مشارکت سیاسی زنان و استراتژی های رفع خشونت علیه زنان آزاده دواچی

+ تلاش زنان برای پایان دادن به خشونت در منطقه و مسئله انتخابات   منصوره شجاعی

+ تن- تفاله‌ی ناموس  بهار الماسی

+ خشونت علیه زنان و راهکارهای کاهش آن با استناد به اصل"عسر و حرج"  یاشین زنوزلو

+ پیامبران خشونت و جامعه مدنی جواد موسوی خوزستانی

+ خشونت علیه زنان، داغی بر پیشانی حقوق بشر و دولت ها  طلعت تقی نیا

+ تجاوزات جنسی و بازتولید هویت مردانگی  دکتر شهلا اعزازی

+ حاشیه ای بر رمان «ائویم»، نوشته رقیه کبیری یاشین زنوزلو

+ حرکت های جمعی زنان برای تغییر آرایش مجلس شهلا فروزانفر

+ از قلم «فاطمه سیاح» تا «كمپین تغییر چهره مردانه مجلس»  مریم نورائی نژاد

+ نشست مشارکت سیاسی زنان در انجمن جامعه شناسی  ندا ناجی

+ تأثیر «تغییر چهره مردانه» بر زندگی زنان  نوشین احمدی خراسانی

+ نامه دانشجویان ایرانی به دکتر الهه کولایی- فعال حقوق زنان و استاد دانشگاه تهران، در اعتراض به سوءعملکرد ابتکار!‎ الهه محمدی

+ ممنوعیت سقط جنین و رها کردن نوزادان مصری در خیابان   ترجمه حمید بهشتی

+ خانه نشینی خاموش زنان: نگاهی به طرح جامع جمعیت آمنه رضایی

+ تعبیر قلمِ سیمین‌ها و شهرنوش‌ها شیرین کریمی

+ اهداف برابری‌خواهانه و مداخله زنان در انتخابات نوشین احمدی خراسانی

+ ضرورت های تصویب قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان- ابراهیم داریوش

+ بحران زنانه کار پانیذ نوربخش

+ ضرورت های تصویب قانون منع خشونت علیه زنان در افغانستان ابراهیم داریوش



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995